تبلیغات
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده - قبل مرحله دو دوره 18
 
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما المپیادی های عزیز

اوایل کار فکر می کردم که وقتی دارم المپیاد می خونم فقط باید علم زیست شناسی رو یاد بگیرم. اما انتهای کار فهمیدم که المپیاد هم فقط علم نیست، راه و روش دارد. مطالب این وبلاگ تجربه هایی است که من در این 2 سال فهمیده ام و امیدوارم که این کار باعث شود دانش آموزان هم اشتباه های من را تکرار نکنند و هم در سطح بالاتری به مطالعه المپیاد بپردازند. قطعا خیلی دردآور است که تفاوت در نتیجه ها تابع چیزی غیر از تلاش نباشد.
sharifa911@mums.ac.ir

اونایی که فکر می کنند اهداف این وبلاگ با افکارشون همخونی داره می تونند به هر نحوی که می تونند به گسترش اینجا کمک کنند. بعضی از زمینه های همکاری که الان به فکرم می رسه: پاسخ دهی به سوالات علمی و غیرعلمی، انتقال تجربه های آزاد، برنامه نویس وبلاگ و سایت، کمک های مالی برای طراحی سایت، ایده پردازی و اضافه کردن امکانات جدید و سایر چیزهایی که مطمئنم به ذهن خلاق شما خواهد رسید.
قبلا هم گفتم الان هم می گم، المپیادی بودن، مدال داشتن نیست. همه جوره مشتاق حضورتون هستم. حضور با اسم مستعار هم مانعی نداره.

مدیر وبلاگ : علی شریف
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : علی شریف
خب کمتر از 24 ساعت به مرحله دو مونده و می دونم امشب خیلی ها به این وبلاگ می آیند. من هم تازه از دانشگاه آمدم و راستش هنوز لباس عوض نکردم. یادمه یه زمانی از بازدید کننده های وبلاگ پرسیده بودم که مهم ترین نقطه قوت اینجا چیه، اکثرشون همین دلنوشته هامو دوست داشتند. الان هم می خوام چیزی بگم بهتون که فکر می کنم کلی در موردش اشتباه فکر می کنید. چیزی که اخیرا چند نفر پرسیدند و باز هم خواهند پرسید. بزارید یه داستان بگم: 
روزی روزگاری دانشجویی تازه نفس وارد دانشگاه شد. در عقبه کاری خود مدال المپیاد و کلی خاطره و اطلاعات از زیست شناسی داشت. کنکورش را هم با این که تمام دبیرستانش را وقف المپیاد کرده بود، خوب داده بود و به این که بدون استفاده از سهمیه المپیادش در دانشگاهی که می خواست قبول شده بود، به خودش می بالید. روزها از پی هم می گذشت و این جویای نام و جای، با گرفتن 4 واحد بیشتر در همان ابتدای ورود شگفتی همگان را برانگیخته بود. مشغول درس و علم بود جداً. جالبی تلاشش روز اول امتحانات دانشگاهی اش بود که می بایست چهار امتحان می داد. جمعا یک سوم کلی ترم را. این هایی که از این دانشجو می گویم توصیف شرایطی بود که ترم اول داشت. ترم بعد پا را فراتر نهاد و به دنبال تحقیقات و گروه های علمی رفت. پایش را تقریبا در مرکز تحقیقات ژنتیک باز کرده و در جلساتش شرکت می کرد. ناگفته نماند که یک و نیم برابر دیگران هم واحد داشت و باز هم تلاش می کرد. تقریبا همه او را حالا می شناختند. در تمام سال اول دانشگاهی اش به یاد گفته معلم زیستش بود که می گفت جای تو در دانشگاه است و باید از دبیرستان زودتر بروی. به همین دلیل تا پایان یک سال کلاسی که تدریس المپیاد کند نداشت.  نصف درس های ترم های یک و دو را بلد بود. حداقل مفاهیمش را یاد داشت. آن هم یادگار روزهای تلاش المپیادی دبیرستانش بود. این معلومات بسیار کمک می کرد تا وقت خالی زیادی برای انجام کارهای جانبی داشته باشد. چیزی که دانشجوی کنکوری اصلا نداشت.  اگر کمی هم در مورد قسمت تحقیقاتی اش بگویم بد نیست> سرطان رکتوم جز سرطان های بسیار شایع است. جز 5 تای اول. بیمارانی که مراجعه می کنند معمولا بعد از انسداد متوجه بیماری خود می شوند و آن هم دیگر بسیار دیر است. آزمون های تشخیصی غربالگری محدودی هم بود که اختصاصی نبود. توصیه ای هم که به افراد بالای 50 سال می کردند انجام کولونوسکوپی برای تشخیص های ابتدایی بود ولی خب باید بپذیریم که این روش تشخیصی اصلا مورد پسند بیماران نیست. می خواستیم ژن های مستعد کننده سرطان را در این افراد با استفاده از تست مدفوع و جدا کردن سلول های جدار روده از آن شناسایی کنیم و ببینیم که آیا بیان می شوند یا نه. چون علت بیماری چند ژنی است و می توان حداقل افراد مستعد را با یک تست مدفوع ساده شناسایی کرد تا بیشتر تحت نظر باشند. برای این کار از روش میکروآرایه ای می خواست استفاده کند که در دوران المپیاد آموخته بود. وقتی بررسی کرد انجام این آزمایش در ایران مقدور نیست و باید به خارج از کشور نمونه ها ارسال می شد. آنها برای یک بررسی کامل بیان ژنی ده ها میلیون تومان درخواست کردند و این برای ما غیر قابل هضم بود. پس تحقیقات شد دو تا، روش تشخیص و ابزار روش تشخیص! به دنبال ساخت مدل ساده شده این دستگاه افتاد تا بتوان به طور روتین و برای چند ژن خاص استفاده کرد. بعد ها مشخص شد که بسیار از سرطان ها با این روش قابل شناسایی است. گروهی تشکیل داده بود، با مهندسان مختلفی (برق، مکانیک، نرم افزار و ...)هماهنگ کرده بود و کارها داشت پیش می رفت تا اینکه تقریبا آرامشی در خود نمیافت. تقریبا مجبور شد برای گذران زندگی اش و چه بسا کمک به خانواده اش در بعضی موارد، به فکر درآمد بیفتد و تنها چیزی که به ذهنش می رسید استفاده از فرصت تدریس بود. آری این اولین باری بود که داشت از مدال المپیادش استفاده می کرد. ببینیم چه شد. با یک کلاس شروع شد. شد دو تا، شد سه تا. کم کم کلاس های بیشتری پیشنهاد می شد. قیمت های بالاتر تا جایی که دیگر عملا وقتی نداشت که کلاس جدیدی بگیرد. برای این که به آرامش بیشتری برسد تصمیم به ازدواج گرفت و خیلی زود ازدواجش سرگرفت همسرش هم او را به علم آموزی بیشتر و دانشجویی بهتر تشویق می کرد چرا که خودش نیز دانشجویی نمونه بود. همه چیز به نظر عالی می رسید. دانشجویی خوب که درآمد خودش را دارد، زندگی تشکیل داده و به عنوان مرد زندگی خود، به پیش می رفت. شاید همه تحسینش می کردند اما کسی از دلش خبر نداشت. او تقریبا هر شب که می خوابید به تحقیقاتش و گروهی که اکنون از هم پاشیده فکر می کرد. به این فکر می کرد که شاید اگر یک سال دیگر یا دو سال دیگر به همان وضع قبلی ادامه می داد ، شاید بیشتر سختی می کشید، اما به روش تشخیصی دست یافته بود که می توانست جان تعداد زیادی را نجات دهد، در راهی قدم می گذاشت که بیشتر دوست داشت.
همه آن چه نوشتم در پاسخ به سوالی با این مضمون بود که المپیاد چه تاثیری در زندگی ام گذاشته است. ببینید شاید اگر المپیاد نمی بود من و خانواده ام بعد از آن مشکلات نمی توانستیم به زندگی عادی خود ادامه بدهیم. ولی الان که نگاه می کنم شاید یکم سخت تر می گذشت اما پایان مفید تری می داشت. همین مدال المپیاد بود که توانست من را به سادگی مشغول کند. شاید اگر مدال نمی گرفتم الان به پایان تحقیقاتم رسیده بودم و کمک بیشتری به جامعه می کردم. همه این کار ها و تحقیقات و این جور کارهای شگفت انگیری که بهش افتخار می کنم و همچنین ناراحتم که ادامه ندادم، فقط و فقط از داشته های علمی منشا می گرفت که در مسیر المپیاد آموخته ام. نه نتیجه ای که گرفتم. به نظر می آید داشتن مدال المپیاد نقطه قوتی بود که در آن شرایط ما را به زندگی عادی بازگرداند اما الان که به آن می نگرم، مسیر المپیاد بسیار عالیست اما مدال آن را دلیل محروم کردن جامعه ای، از یک محقق جوان می دانم. مطمئنم اگر الان یک نفر پشتیبان مالی می داشتم، تقدیرنامه المپیاد را می سوزاندم و به ادامه تحقیقات و تحصیلاتم فکر می کردم.
خودتان را درگیر نتیجه نکنید هر چیزی که تا پایان امشب به دست آوردید مطمئنا مفید است اما در مورد نتیجه مرحله دو واقعا مرددم که بگویم آیا قبول شدنش به نفعتان است یا به ضررتان. این را خودتان شاید 5 سال بعد خواهید فهمید. حداقل این را می دانم که تا 5 سال فقط می توانید از مدال تان استفاده کنید و پس از آن فراموش خواهد شد. آینده شما فقط به این مربوط است که دانشگاهتان را چگونه بگذرانید. نه مدالی که می گیرید و نه نوع دانشگاهی که می روید و نه لوح های تقدیر دبیرستانی تان.
پی نوشت: وقتی متن را دوباره خواندم احساس می کنم خیلی از خودم تعریف کردم. ضمیر ها هم قاطی شدند. این ها را از من ببخشایید. می خواستم درستش کنم اما فکر کردم که از شیوایی متن کاسته می شود. زیاد به دل نگیرید:)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:52 ق.ظ
These are really impressive ideas in regarding blogging.
You have touched some nice factors here. Any way keep up wrinting.
شنبه 6 تیر 1394 04:01 ب.ظ
ببخشید خوندن لنینجر تا مرحله اول ...از اول تا اخرش حودودا 4 دور خوبه بنظرتون؟؟؟؟
علی شریفخیلی خوبه. از خیلی خوب هم خیلی اون طرف تر.
چهارشنبه 20 خرداد 1394 11:26 ب.ظ
نه نه اینجوری فکر نکنید. درسته من زیاد خوب نخواندم ام. تخصصی ها رو خیلی خوب میفهمم و ازین بابت هیچ مشکلی ندارم
من فقط نمیدونم چجوری شروع کنم!
و اینکه من ک الان میخوام اینا رو خوب بخونم امیدی واسه قبولی مرحله‌. دوام هست؟
علی شریفاز موضوعی شروع کنید که نسبت بهش علاقه بیشتری دارید. همین

شما هر چقدر هم که بخوانید نمی توانید مطمئن باشید که قبول می شوید. از آن طرف هم اگر هیچ نخوانید باز هم شانس قبولی دارید. شما با مطالعه بیشتر شانس خود را افزایش می دهید. این شانس هرگز به 100% نخواهد رسید.
دوشنبه 18 خرداد 1394 11:25 ب.ظ
سلامی دوباره
با تشکر بخاطر جوابتون
اول اینکه چرا اینقدر مطمئنا میگید تموم نمیشه؟
دوم به نظرتون بهتر نیست مطالب رو پیوسته و از پایه با هم پیش فرد تا اینکه پراکنده خوند؟
علی شریف: خب تجربه نشون داده نمیشه. البته اینو نمی گم که از حجم کاریتون کم کنید ولی یادتون باشه اگه آخر تابستون نتونستید ناامید نشید.
شما آشنایی حداقلی دارید. سوال ها رو که بخونید می فهمید کجا تمرکز بیشتری دارید. قطعا به یه تازه کار توصیه نمیشه موضوعی بخونه. شما هم اگر احساس می کنید روی عمومی تسلط ندارید وارد تخصصی و سوال حل کردن و این جور کارها نشید
جمعه 15 خرداد 1394 12:15 ب.ظ
سلام اقای شریف . لطفا منو راهنمایی کنید خواهشا( شدید نیاز دارم)
ببینید من کمپل رو واسه مرحله 1 خوندم اما ن زیاد خوب و واسه همین قبول نشدم!!!
الان هم تصمیم دارم گایتون و دیگر تخصصی هارو بخونم و با ی برنامه منطقی تا اخر تابستون تمومشون میکنم...راستش کلی کتابه!!!!
اما خب...استرس دارم تموم نشن و باز من موفق نشم!!! یا اینکه حس میکنم دیره و من از خیلیا عقبم( چون تو ی شهر تقریبا محرومم و...) خلاصه اصلا شرایط خوبی ندارم _ میزان مطالعه ام خیلی کمه...شما اگ الان جای من بودین چیکار میکردید؟؟؟( لطفا شعار ندید)با عرض پوزش!
علی شریفدر این که شما نخواهید توانست تا آخر تابستان تخصصی ها را تمام کنید شکی نیست. شما باید به این فکر کنید که چگونه می توانید سوالات را بهتر حل کنید. باید تلاشتان را صرف تمرین حل مساله داخلی و خارجی کنید . این طوری می تونید ساعت مطالعه پایین و کمبود امکانات را جبران کنید. من جای شما بودم سوالات دوره های اخیر را بررسی می کردم تا ببینیم باید روی چه موضوعاتی تمرکز کنم. ابتدا جاهایی را که سوال خیز تر است را یاد می گرفتم بعد به بقیه قسمت ها می پرداختم
شنبه 2 خرداد 1394 01:02 ب.ظ
سلام و خسه نباشید ب شما..برا کلاس های المپیاد تابستون ب امام حسین نمیاید؟؟
ب اسم منو نمیشناسین اما فک کنم از این سوالم حدس زده باشید کی هستم
علی شریفسلام
متاسفانه مدرسه تمایلی به برگزاری کلاس ها در تابستان ندارد یا این که هنوز نشان نداده است. از مسوولین مدرسه تان پیگیری کنید
شنبه 26 اردیبهشت 1394 09:38 ق.ظ
علی تو اگه کتابای دبیرستان رو خوندی و دو سال هم وقت داری اینجوری که میگم پیش برو.یه دور دیگه کتابای دبیرستان و کمپبل رو بخون و بعدش برو کتاب ژنتیک کلاسیک و ژنتیک مولکولی ال احمد که هر دو از انتشارات فاطمی هستند رو بخون و بعدش برو سر گیاه شناسی.واسه گیاه شناسی گیاه شناسی خانم الهه علوی از انتشارات فاطمی و الفبای گیاه شناسی انتشارات دانش پژوهان جوان رو بخون و بعد از این برو سوالات المپیاد زیست سال های پیش رو بزن اگه وقت داشتی برو واسه تخصصی.اونم نه هر تخصصی ای.فیزیو و بیوشیمی.فیزیو رو از رو گایتون بخون و سعی کن برای بیوشیمی جلد 1 لنینجر رو از روی انتشارات اندیشه رفیع بخونی.در ضمن گاتون رو بیشتر فصل های مهمش مثل قلب و تنفس و کلیه و ... بخون.درضمن زیاد تو تخصصی ها فرو نرو اگه نتونستی تا قبل از مرحله اول این دو تا رو تموم کنی اصلا نترس و کتابایی رو که واسه مرحله اول هست و خوندی رو یه دور یا چند دور دوره کن.ولی اگه تمومشون کردی دیگه به خوندن تخصصی ادامه نده از نظر من چون وقتی رفتی مرحله دو کتابای کمی واسه خوندن داری و سریع حوصلت سر میره برای همین وقتی اینارو تموم کردی برو چند دور کتابایی رو که خوندی دوره کن و بعدش یه دور دیگه سوالات مرحله اول رو بزن.فک کنم این واسه ی این دوسالت بسته
جمعه 25 اردیبهشت 1394 09:10 ق.ظ
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که واقعا خوشبختی و من غبطه خوردم خیلی غبطه خوردم
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 07:34 ب.ظ
سلام اقای شریف اومیدوارم موفق باشین

سلمان مدرسه نمونه اینده سازان
علی شریف: سلام و ممنون
شنبه 19 اردیبهشت 1394 05:36 ب.ظ
سلام من الان سال بعد تازه میرم اول همین الان کمپل و کتابهای دبیرستان رو خوندم و کتابای تخصصی رو شروع کردم و حدودا سوالات مراحل اول رو که
نگاه میکردم نسبتا برام اسون بود بنظرتون الان ادامه بدم چون دو سال
وقت دارم
شنبه 19 اردیبهشت 1394 02:53 ب.ظ
با سلام....متن زیبایی بود...اما به نظر من این مدال المپیاد بودکه به شمااین جسارت و شجاعت رو داد تا بتونین توی این راه سخت قدم بگذارید و دنبال تجربه های نو و جدید باشید... موفق باشید:)
جمعه 18 اردیبهشت 1394 07:24 ب.ظ
شما فوق العاده اید
ارزو میکنم دوباره گروهتون تشکیل بشه و به اهدافش برسه
شاید الان بگید دیره اما دو یا پنج سال دیگه دیر تره
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 07:08 ب.ظ
سلام خواستم ببینم اولا تا کجای المپیاد می تونن برن یا اول ها هم میتونن مدال بگیرن؟
علی شریفسلام اول ها مرحله اول می توانند قبول شوند و در جلسه آزمون مرحله دوم شرکت کنند اما پاسخنامه آنان تصحیح نخواهد شد.
این چیزیه که تو آیین نامه نوشته اما شنیدم که برای بررسی های آماری و تحلیلی سطح اولی ها، گروهی جداگانه پاسخ نامه آنان را بررسی می کنند. این نتایج تاثیری در قبولی سال های بعد نخواهد داشت.
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 02:15 ب.ظ
سلام اقای شریف
میشه یه کم درباره ی کف مرحله ئو صحبت کنین؟؟؟؟
ممنون میشم
علی شریفسلام
متاسفانه من کف بین نیستم.
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 04:32 ب.ظ
سلام سوالات رو برا ما که مرحله اول رو قبول نشدیم جایی نمیزارن ؟؟؟ اگه میزارن کی و کجا میزارن ؟؟؟
علی شریف: تو سایت باشگاه دانش پژوهان جوان خواهند گذاشت
به زودی
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 04:12 ب.ظ
نظرتون راجع به مرحله دو این دوره چی بود که سی تا صحیح غلط بود!ده تا پاسخ کوتاه خداییش پاسخ کوتاهاش خیلی آسون بود! چرا اینقد سبک سوالا فرق کرده بود؟!!!
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 08:43 ب.ظ
نظرتون راجع به مرحله دو این دوره چی بود که سی تا صحیح غلط بود!ده تا پاسخ کوتاه خداییش پاسخ کوتاهاش خیلی آسون بود! چرا اینقد سبک سوالا فرق کرده بود؟!!!
علی شریفمن که هنوز سوالات رو ندیدم. واقعا هم نمی تونم خودم رو جای شما بزارم. اگه بخوام کلی بگم، شرایط رو برای همه یکسان می بینم. این که به سمت کوتاه پاسخ شدن بره قابل پیش بینی بود ولی نه تا به این حد. از یه لحاظ خوبه، چون باعث بچه ها بیشتر به فکر کمتر غلط نوشتن بیفتند و یاد بگیرن سوتی دادن خیلی خیلی خیلی بده. بدیش هم برای افرادیه که خودشون رو برای چنین آزمون آماده نکرده بودند و تو فاز دوره های قبل تر بودند.
به شخصه تیپ جهانی و گوتاه پاسخ بودن و درصد های بالای قبولی رو بیشتر می پسندم نه سوالات فکری که چون مقدار زیادی وقت می خواد باید نمره زیادی بهش بدیم و پاسخ ندادن حتی به یکیشون می تونه مساوی با قبول نشدن باشه.
احساس دوستان هم قابل درکه. همه اگر در شرایطی باشند که از قبل براش آماده نبودند دچار استرس و ناراحتی می شن. اگر باشگاه این تغییر روندشو به صورت رسمی با دادن نمونه سوالاتی اعلام می کرد قطعا خیلی بهتر بود.
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 08:25 ب.ظ
حتمامیتونید ادامه بدید
واقعا تحسین برانگیزید
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 06:06 ق.ظ
I am sorry
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 12:07 ق.ظ
5 سال دیگه رو همه ی دانسته های امروزم خواهم خندید چون این ها همان چیزی است که دو سال دیگر خواهم آموخت اما المپیاد بار سنگین و با عشق برداشتن را به ما آموخت مرسی المپیاد
علی شریفآفرین بر شما
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 12:04 ق.ظ
گریم گرفت واسه کتابایی که فردا جمع میشن خیلی دلم تنگ میشه
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 03:27 ب.ظ
خیلی خوب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :