تبلیغات
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده - چه طور از کوه بالا برویم؟
 
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما المپیادی های عزیز

اوایل کار فکر می کردم که وقتی دارم المپیاد می خونم فقط باید علم زیست شناسی رو یاد بگیرم. اما انتهای کار فهمیدم که المپیاد هم فقط علم نیست، راه و روش دارد. مطالب این وبلاگ تجربه هایی است که من در این 2 سال فهمیده ام و امیدوارم که این کار باعث شود دانش آموزان هم اشتباه های من را تکرار نکنند و هم در سطح بالاتری به مطالعه المپیاد بپردازند. قطعا خیلی دردآور است که تفاوت در نتیجه ها تابع چیزی غیر از تلاش نباشد.
sharifa911@mums.ac.ir

اونایی که فکر می کنند اهداف این وبلاگ با افکارشون همخونی داره می تونند به هر نحوی که می تونند به گسترش اینجا کمک کنند. بعضی از زمینه های همکاری که الان به فکرم می رسه: پاسخ دهی به سوالات علمی و غیرعلمی، انتقال تجربه های آزاد، برنامه نویس وبلاگ و سایت، کمک های مالی برای طراحی سایت، ایده پردازی و اضافه کردن امکانات جدید و سایر چیزهایی که مطمئنم به ذهن خلاق شما خواهد رسید.
قبلا هم گفتم الان هم می گم، المپیادی بودن، مدال داشتن نیست. همه جوره مشتاق حضورتون هستم. حضور با اسم مستعار هم مانعی نداره.

مدیر وبلاگ : علی شریف
یکشنبه 20 مهر 1393 :: نویسنده : بهاره قدس روحانی

انتخاب کن

کوهی را که میخواهی از ان بالا بروی انتخاب کن. تحت تاثیر سخنان دیگران نباش، مثلا ان یکی قشنگ تر است یا ان یکی اسان تر به نظر میرسد.

تو قرار است مقدار زیادی وقت صرف رسیدن به هدفت کنی پس درباره ی کاری که انجام می دهی اطمینان حاصل کن.

راه رسیدن به کوه را پیدا کن

اغلب میتوانی کوه را در دور دست ببینی: زیبا،جالب و پر از مبارزه طلبی!

در هر حال وقتی سعی میکنی به ان برسی چه اتفاقی می افتد؟

اطراف کوه را جاده ها گرفته اند و جنگل ها میان تو و هدفت قرار دارند و انچه در نقشه ساده به نظر میرسید در واقعیت به مراتب پیچیده تر است.

به همین دلیل تو باید همه راه ها و مسیر ها را امتحان کنی تا اینکه روزی خودت را در مقابل قله ای بیابی که قصد صعود به ان را داشتی.

از کسی که قبلا به انجا رفته یاد بگیر

هر قدر هم که ممکنست خودت را منحصر به فرد بدانی همیشه کسی وجود دارد که قبلا همین رویا را داشته و پشت سر خود نشانه هایی بر جای گذاشته که سختی صعود را کم می کنند.

این صعود توست اما هرگز فراموش نکن که تجربه های دیگران همیشه مفید است.

خطر هایی که از نزدیک دیده می شوند قابل کنترل هستند

از همان زمان که صعود از کوه رویا های خودت را اغاز میکنی توجه کن که در اطرافت چیست.البته پرتگاه هایی در کار است.شکاف های تقریبا غیر قابل مشاهده ای وجود دارد.سنگ هایی هست که از بس باد و باران انهارا صیقل داده به لغزندگیه یخ شده اند.

اما اگر بدانی پایت را کجا بگذاری تک تک دام هارا خواهی دید و می توانی مراقب باشی در انها نیفتی.

چشم انداز عوض میشود

باید همیشه هدفت را در ذهنت حفظ کنی:رسیدن به اوج.

با وجود این در همان حال که تو صعود میکنی منظره عوض می شود و هیچ عیبی ندارد که گاه و بی گاه توقف کنی و از چشم انداز لذت ببری.

هر متر که بالاتر می روی ، میتوانی یک ذره بیش تر ببینی. بنابر این برای کشف چیز هایی که قبلا هرگز متوجه انها نشده ای وقت بگذار.

به بدنت احترام بگذار

تنها در صورتی میتوانی موفق به صعود از کوهی شوی، که از بدنت ان طور که باید و شاید، مراقبت کنی.

تو تمام وقتی را که زندگی در اختیارت می گذارد داری.بنابراین از بدنت بیش از حد تقاضا نکن.

اگر خیلی تند بروی خسته می شوی و در میان راه از رفتن صرف نظر میکنی اگر خیلی اهسته بروی ممکنست شب از راه برسد و گم شوی.

از منظره لذت ببر، آب خنک چشمه را بنوش و میوه ای را که طبیعت با این همه سخاوت تقدیمت میکند بخور اما همجنان به راه خودت ادامه بده

به روحت احترام بگذار

مدام تکرار نکن: من قصد دارم این کار را انجام دهم.

روحت از قبل این را میداند.کاری که لازم است روحت انجام دهد،این است که از این راه طولانی برای رشد استفاده کند،تا جایی که امکان دارد به افق دست یابد و اسمان را لمس کند.

وسواس و دغدغه ی دائمی در جستجوی هدفت به تو کمکی نخواهد کرد و عاقبت کار را به جایی میکشاند که لذت صعود را از بین می برد.

از طرف دیگر مدام تکرار نکن: این کار سخت تر از ان است که من فکر میکردم؛ زیرا نیروی درونت را ضعیف میکند.

اماده باش تا چند کیلومتر اضافه بروی

فاصله تو تا قله ی کوه همیشه بیشتر از ان است که فکر میکنی.

بدون شک لحظه هایی در پیش است که انچه نزدیک به نظر میرسید،هنوز خیلی دور باشد.

اما چون تو اماده ای که بازهم دور تر بروی این نباید مسئله ای باشد!

وقتی به قله رسیدی شاد باش

گریه کن! دست بزن! فریاد بکش که موفق شده ای! بگذار باد به ذهنت صفا دهد، پاهای داغ و خسته ات را خنک کند،چشمانت را بگشاید و گرد و غبار را از دلت بروبد.

انچه زمانی تنها یک رویا در دوردست بود، حالا بخشی از زندگی توست...

با خودت عهد ببند

حالا که قدرتی را کشف کرده ای که حتی نمیدانستی ان را داری ، به خودت بگو که در بقیه روزهای زندگیت از ان استفاده خواهی کرد.

همجنین با خودت عهد کن که یک کوه دیگر را هم کشف کنی و عازم ماجرایی تازه شوی...

قصه ات را تعریف کن

بله، قصه ات را تعریف کن! سرمشقی برای دیگران باش!

به همه بگو که این کار امکان پذیر است و انگاه دیگران شهامت این را خواهند یافت که از کوه های خودشان بالا بروند.

 

منبع: چون رودخانه ی روان نوشته ی پائولو کوئیلو

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 مهر 1393 01:45 ب.ظ
سلام؛من یه دومى ام...المپیادى ام و اصلا اوضاعم مطابق با ایده آل هایم نیست:(
منظورم این است كه چند وقتى می شود كه بی انگیزه شده ام...همش با خودم میگویم با این تلاشی كه من میكنم هرگز المپیاد قبول نمی شوم...راستش را بخواهید اصلا برنامه خوبی براى درس خواندن ندارم و خیلی هم تلاش نركرده ام...آیا از نظر شما امكان دارد در این مدت كم طورى بخوانم كه مرحله دو پذیرفته شوم امسال؟؟یعنى می شود؟؟:(
كمكم كنید لطفا...ممنونم
بهاره قدس روحانیسلام.
به نظرم یک نگاهی به پست "تردید" و یک نگاهی هم به پست "متنی از بهاره" بنداز و نظرات این ۲ پست رو بخون میتونه کمکت کنه اما
اگر سوالی داشتی حتما بپرس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :