تبلیغات
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده - در دانشگاه
 
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما المپیادی های عزیز

اوایل کار فکر می کردم که وقتی دارم المپیاد می خونم فقط باید علم زیست شناسی رو یاد بگیرم. اما انتهای کار فهمیدم که المپیاد هم فقط علم نیست، راه و روش دارد. مطالب این وبلاگ تجربه هایی است که من در این 2 سال فهمیده ام و امیدوارم که این کار باعث شود دانش آموزان هم اشتباه های من را تکرار نکنند و هم در سطح بالاتری به مطالعه المپیاد بپردازند. قطعا خیلی دردآور است که تفاوت در نتیجه ها تابع چیزی غیر از تلاش نباشد.
sharifa911@mums.ac.ir

اونایی که فکر می کنند اهداف این وبلاگ با افکارشون همخونی داره می تونند به هر نحوی که می تونند به گسترش اینجا کمک کنند. بعضی از زمینه های همکاری که الان به فکرم می رسه: پاسخ دهی به سوالات علمی و غیرعلمی، انتقال تجربه های آزاد، برنامه نویس وبلاگ و سایت، کمک های مالی برای طراحی سایت، ایده پردازی و اضافه کردن امکانات جدید و سایر چیزهایی که مطمئنم به ذهن خلاق شما خواهد رسید.
قبلا هم گفتم الان هم می گم، المپیادی بودن، مدال داشتن نیست. همه جوره مشتاق حضورتون هستم. حضور با اسم مستعار هم مانعی نداره.

مدیر وبلاگ : علی شریف
جمعه 27 دی 1392 :: نویسنده : علی شریف
یه مطلبی بوود که چند وقتی هست که تو ذهنم می چرخید. درباره اتفاقاتی که بعد از ورودم به دانشگاه افتاد. به نظرم اومد که اینجا بنویسم بد نیست. 
این حس المپیادی ما از همان روزهای اول دانشگاه ول کنمان نبود و هی دنبال اضافه خواندن و اضافه کار کردن بود. بماند که با چه مشکلات زیادی تونستم از همان ترم اول چند واحدی بیشتر بردارم اما دقیقا نمی دانستم که چه سودی خواهد داشت. اگر چه به داشتن حداقل مقداری وقت اضافه در ترم های آینده دل خوش بودم. آن ترم گذشت و برای ترم بعد برای خالی نبودن عریضه دو درس اضافی دیگر برداشتیم. ژنتیک و تغذیه. برداشتن ژنتیک همانا و پا گشودن ما به گروه ژنتیک همانا. کم کم به بهانه داشتن درس ژنتیک با اساتید هم صحبت شدیم و در همین حوالی بود که وارد یکی از گروه های تحقیقاتی شدیم. گذشت تا وقت تمرین نوشتن اولین مقاله شد. به پیشنهاد استاد اگر این مقاله به زبان انگلیسی ترجمه می شد خیلی بهتر بود. من نیز که در خود خیالی واهی درباره مهارت زبان داشتم این مسئولیت را قبول کردم. اما بعد از هفته ها هنوز در صفحه اول مانده بودم. چه می دانستم که نوشتن به زبان انگلیسی با خواندن آن بسیار فرق دارد. به ذهنمان زد که برویم سراغ تقویت زبان. از قضا در مزایای المپیادی ها نوشته بودند که می توانند رشته دومی را در مقطع کارشناسی ادامه دهند. ما نیز درخواست خود را برای ادبیات انگلیسی دادیم. بماند که چه ها گذشت تا قبول کردند. به پشتوانه واحد های بیشتری که برداشته بودمو وقت آزادی که آماده شده بود، شروعی دوباره در یک رشته جدید و دانشکده جدید را نیز به مجموعه تجربه هایمان اضافه کردیم. و الان که مشغول نوشتن هستم دارم برای امتحان گرامر آماده می شوم در حالی دیگر دوستان نزدیکم نوروآناتومی می خوانند. 
حالا من هستم و کلی تغییر در مسیر عادی پزشک شدن! به قول یکی از دوستان اگر بخواهی راهی را که همه رفته اند بروی به همان نتیجه ای خواهی رسید که بقیه رسیده اند. در این چند وقت به ابتدای این مسیر توجه بیشتری کردم. چه شد که من از ابتدا دنبال اضافه کاری! بودم. فکر نکنم فقط داشتن مدال می توانست این کار ها را شروع کند، چون دانشجویانی که رتبه کل آن ها زیر 500 باشند هم از نظر قانونی همه مزایایی که تاکنون استفاده کردم را داشتند. شاید حس کنجکاوی و یا طمع راحتی و یا علم آموزی و یا خیلی چیزهای دیگر. کاری ندارم. البته فعلا. در حال حاضر حداقل چیزی که در دست دارم احساس تحمل کارهایی که دیگران آن را سخت می پنداشتند و می پندارند. اگرچه سخت بود ولی با گذشت روزها و تحمل آن ها، الان تقریبا عادی شده. به این هم دلخوشم که اگر سختی های بزرگتری در آینده ببینم؛ راحت تر خواهم توانست با آن ها کنار بیایم.
همه و همه را مدیون تلاش هستم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 اسفند 1392 09:23 ب.ظ
سلام خسته نباشید
ببخشید من دنبال کتابی در باره ی ژنتیک هستم رشته ام مهندسیه و برای کار تحقیقی میخوامش...ممنون میشم راهنمایی ام کنید
علی شریفجلد سوم کتاب زیست شناسی کمپبل برای شما بسیار مناسب است.
چهارشنبه 21 اسفند 1392 08:31 ب.ظ
س.
قشنگه... مطالب وبلاگو میگم!
امشب خوندنم نمیومد اومدم سایتا یه چرخی بزنم!
تجربه شد برای ما که علم واقعی نزد خداست و نزد هر آنکه خدا بخواد پس برای کسب علم خوبه که آدم اعتماد خدا رو به دست بیاره!
علی شریفبله حتما همین طور است. انشاالله خداوند ما را لایق چنین علمی بداند.
شنبه 17 اسفند 1392 06:25 ب.ظ
یه سوال شما معدلتون تو دانشگاه چند میشه؟؟
(پزشكی منظورمه)
علی شریفحدود 17
چهارشنبه 14 اسفند 1392 10:44 ب.ظ
سلام.دوستان كسی میدونه جطوری میشه كارت اهدای عضو داشت؟رضایت خانواده لازمه آیا؟!
علی شریفنمی دانم. اگر کسی می داند حتما این جا بگوید. من نیز مشتاق شدم که چنین چیزی داشته باشم.
پنجشنبه 8 اسفند 1392 04:08 ب.ظ
دوشنبه 5 اسفند 1392 10:33 ق.ظ
سلام.در ادامه ی صحبتتاتون میخواستم بگم به نظر من مهمترین سود الپیاد دو چیزه:اول این که به ادم یاد میده هیچ وقت به کم قانع نباشه و هیچ وقت دست از حرکت و تلاش برنداره.درواقع یه جورایی حرص و طمع تو کسب دانش ایجاد میکنه که خیلی عالیه،یه جور احساس سیری ناپذیری!.و دیگه این که به ادم یاد میده ققط و فقط بعد از خدا به دانش خودش متکی باشه.
علی شریفسلام
واقعا با نظر شما موافقم.
یکشنبه 4 اسفند 1392 06:07 ب.ظ
من هم خیلی دلم میخواد مثل شما پزشکی بخونم دعا کنید که این درس خوندنم نتیجه بخش باشه .
علی شریفبه کارهایی که الان انجام می دهید توجه کنید. اگر آن ها برای پزشک شدن کافیست، پس قطعا در آینده پزشک خواهید شد.
از خدا می خواهم که به همه آن چه که دوست دارند و به صلاحشان است را بدهد.
پنجشنبه 1 اسفند 1392 08:42 ب.ظ
امروز مرحله اول بوووووود....با اینکه هییییچی نخونده بودم هشت تا زدم همش درست
علی شریفآفرین
دوشنبه 28 بهمن 1392 09:51 ق.ظ
سلام
میگم من برای مرحله اول فقط کتاب های وزارتی رو خوندم با حل سوالای مراحل قبلی،امیدی به قبولیم هست؟
ممنون میشم زود جواب بدین
علی شریفبله همیشه امید هست
جمعه 25 بهمن 1392 10:20 ب.ظ
واقعا خداقوت!!!! انشاالله موفق باشین
یکشنبه 6 بهمن 1392 08:09 ب.ظ
عجب وبلاگ توپی دارین اقای شریف.
پنجشنبه 3 بهمن 1392 02:17 ب.ظ
سلام.
یک اسفند المپیاده.
من تا حالا ژنتیک کمپبل و دستگاه های بدنو خوندم.به نظرتون چه مطالبی مهم تره که حالا بخونم.امیدی هست قبول شم؟!لطفا زود جواب بدید!
علی شریفسلام
امید که همیشه هست.
جلد دو یا چهار کمپبل را هم بخوانید بد نیست. نگاهی هم به سوالات دوره های اخیر بیندازید.
پنجشنبه 3 بهمن 1392 10:40 ق.ظ
سلام و خسته نباشید....ی سوال داشتم میگم مدال برنز و نقره توی رتبه کنکور تاثیر داره؟؟؟؟؟؟اخه اونروز دونفر که مدال نقره و برنز داشتن خیییییییییلللللیییییییی تو رتبه شون تاثیر گذاشته بود
علی شریفبله.
گویند که 25% به تراز کنکور اضافه می کنند. البته این تاثیر را در انتخاب رشته اعمال می کنند.
سه شنبه 1 بهمن 1392 08:39 ب.ظ
سلام آقای شریف!خسته نباشید... .جدا تبریك میكم بهتون.آفرین!!! الان دقیقا نمیتونم بكم جی میخوام بكم به همه!اما...!بیخیال. لطفا دعا كنید.. شما خیلی تونستین به خودتون مسلط باشین..جدا تحسین برانكیزه..خواسته ای كه دارم از شما اینه كه ففط برای بقیه دعا كنید..خیلی ها شرایطی مث شما دارند خیلی شبیه اند،ففط یك جرقه غیبی لازمه تا بتونن به شرایط فعلی شما برسن..امیدوارم بتونم كامل ی جیزی رو به همه بكم!
سه شنبه 1 بهمن 1392 04:20 ب.ظ
mesle parande i bash ke ruye shakhe i sost avaz mikhanad!shakhe milarzad vali parande mikhanad!chon iman darad ke avaz ra midanad!!! bahare jun be khodet mosalat bash... .
دوشنبه 30 دی 1392 10:21 ق.ظ
سلام
شما سومین المپیادی هستین كه میبینم دارین 2 رشته می خونین و قطعا تصمیم ارزشمندیه.
بعد از خوندن متنتون یاد اهدافم افتادم اهدافی كه این روزااینقدر خراب كردم كه بیشتر شبیه شده به رویا!
اینكه چرا سال اخری حكایتم شده مثل حكایت دونده ی دو ماراتونی كه دم مانع اخر
نشسته و تلاش نمیكنه هنوز
برای خودم هم واضح نیست.
اما با تمام این احساس بی تفاوتی امروز بعدازخوندن
این متن وقتی یاد اهداف گذشتم
افتادم اشك تو چشمام جمع شد...
معلوم نیست چه رتبه ای بیارم اما میدونم حتی اگر بعد از اعلام نتایج كنكور تظاهر كنم كه شكست نخوردم در حقیقت تا زمانی كه به پزشكی و فلسفه ی حرفه ای نرسیدم بازنده ی مطلق هستم.
امیدوارم روح و جسمم توان تغییر شرایط رو دوباره پیدا كنن ...


جمعه 27 دی 1392 08:15 ب.ظ
سلام...
خسته نباشید!! ینی خدا قوت...
خواستم بگم که واقعا از وبلاگتون استفاده میکنم... دم میخوتد منم مث شما بشم...
برای هممون دعا کنید...
علی شریفسلام
شما هر برای ما دعا کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :