تبلیغات
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده - هدف ما از شركت تو المپیاد چی باید باشه؟
 
تجربه های یک المپیاد زیستی دوره چهارده
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما المپیادی های عزیز

اوایل کار فکر می کردم که وقتی دارم المپیاد می خونم فقط باید علم زیست شناسی رو یاد بگیرم. اما انتهای کار فهمیدم که المپیاد هم فقط علم نیست، راه و روش دارد. مطالب این وبلاگ تجربه هایی است که من در این 2 سال فهمیده ام و امیدوارم که این کار باعث شود دانش آموزان هم اشتباه های من را تکرار نکنند و هم در سطح بالاتری به مطالعه المپیاد بپردازند. قطعا خیلی دردآور است که تفاوت در نتیجه ها تابع چیزی غیر از تلاش نباشد.
sharifa911@mums.ac.ir

اونایی که فکر می کنند اهداف این وبلاگ با افکارشون همخونی داره می تونند به هر نحوی که می تونند به گسترش اینجا کمک کنند. بعضی از زمینه های همکاری که الان به فکرم می رسه: پاسخ دهی به سوالات علمی و غیرعلمی، انتقال تجربه های آزاد، برنامه نویس وبلاگ و سایت، کمک های مالی برای طراحی سایت، ایده پردازی و اضافه کردن امکانات جدید و سایر چیزهایی که مطمئنم به ذهن خلاق شما خواهد رسید.
قبلا هم گفتم الان هم می گم، المپیادی بودن، مدال داشتن نیست. همه جوره مشتاق حضورتون هستم. حضور با اسم مستعار هم مانعی نداره.

مدیر وبلاگ : علی شریف
این سوالی بود که خانمی در بخش آزاد وبلاگ پرسیده بود و من بعد از یک هفته فکر کردن درباره اش جوابشو نوشتم که به نظرم خیلی طولانی و جالب شد!!!  و ارزشش رو داره که یک پست براش بزارم.
خانم مدال طلای جهانی
شنبه 20 خرداد 91 19:59


سلام!یه سوالی دارم كه مدت هاست ذهنمو مشغول كرده!

هدف ما از شركت تو المپیاد چی باید باشه؟

پاسخ  : خیلی سوال جالبیه. همیشه تو ذهنم به هدفم از شرکت در المپیاد فکر می کردم ولی به این فکر نمی کردم که شاید اهداف بقیه فرق داشته باشه. از یک هفته پیش که این سوال رو خوندم یه گوشه ذهنم به این مسئله فکر می کرد نتایج جالبی برای خودم هم بدست آمد. 
اول از خودم بگم که من سال اول دبیرستان و همچنین در راهنمایی ریاضیاتم خوب بود (در کنار نمرات 15 و 16 دروس حفظی). همه چیز داشت به سمتی می رفت که من برم رشته ریاضی. اتفاقات متوالی و مرتبطی طی یک هفته باعث شد من رشته پزشکی رو به رشته نرم افزار ترجیح بدم و راهی تجربی بشم. با یه کوله بار از معلومات کامپیوتری و ریاضیات همیشه 20، اطرافیان و معلم هایم خیلی سرزنشم کردند که چرا تجربی رو انتخاب کردی (البته پدرم تنها کسی بود که وقتی این موضوع رو با ایشون در میان گذاشتم بدون هیچ چون و چرایی منو درک کردند و گفتن هر چی خودت صلاح می دونی انجام بده.) حالا من بودم و شرایط جدیدی که مجبور بودم برای به کرسی نشوندن نظرم شروع به درس خوندن بکنم. تو اون شرایط با خودم فکر کردم که اگر قراره یه کاری بکنم بزار کاملترین کار رو انجام بدم و رفتم سراغ المپیاد. زیست شناسی رو هم بدون مطالعه قبلی وصرفا چون به پزشکی مرتبط بود انتخاب کردم. این تغییر نگرشم باعث شد که من از شاگرد 25 ام به شاگرد دوم ارتقا پیدا کنم و معدلم بالا بیاد. در ادامه حس المپیاد خوندن بیشتر از درس خوندن در من جلوه کرد و سال سوم دوباره به همون جای قبلی (البته یک کم بهتر) برگشتم ولی اصلا ناراحت نبودم. من به هدفم می رسیدم چون هدف من درس و المپیاد نبود رشته دانشگاه بود که المپیاد شده بود یک وسیله برای این کار.
تو این مدت که فکر می کردم و خاطرات دوره را مرور می کردم متوجه شدم که هدف ها واقغا فرق دارند. (چیزی که وقتی اون جا بودم بهش توجهی نکردم) اهداف مختلف رو می شد برای بچه ها متصور شد: مدال جهانی، افتخار برای خانواده ، فرار از کنکور ، فرار از عربی و زمین ، همراهی با دوستان ، انتظارات اطرافیان و خانواده ، حس درس خوندن بیشتر ، علاقه شدید به زیست ، علاقه به کسب افتخار برای خود ، گرفتن 15% برای کنکور(این برای یه نفر غیرزیستی بود) و چیزهای دیگری که ازبقیه بچه ها می شد دید. این هایی که نوشتم از صحبت های اونها طی دوره استنباط کردم شاید هدف اصلی اونها چیز دیگری بوده که بروز نداده اند. 
در کل المپیاد یک وسیله است.(به نظر من) و وسیله ها هدف نیستند. شاید برای دو سه نفر هدف بود ولی الان که به هدفشون رسیدند یا نرسیدند باز هم کارشون تو این دنیا ادامه داره. به قول یک المپیادی که از ما بزرگتره هر چه تحصیلات آکادمیکتون بگذره بیشتر به المپیاد خندتون می گیره که براش چه کار ها کردید. آینده آدم ها در دانشگاه رقم میخوره و واقغا آدم باید ... باشه که المپیاد رو هدفش قرار بده.
.
حالا این که هدف شما چی باشه کاملا به خودتون مربوطه ولی جالب تر این است که افق دیدتون رو بالا ببرید و المپیاد را یک وسیله برای رسیدن به هدفتون بدونید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 اسفند 1392 05:55 ب.ظ
Slm.baraye ghabolshodan dar marhaleye avale olampiyad hadeaghal bayad chand darsad bezanam?
علی شریفدقیقا نمی دونم!
جمعه 29 آذر 1392 11:39 ب.ظ
سلام آقاى شریف ، میخواستم بدونم در مبحث بیوشیمى حفظ كردن اسامى تركیبات مختلف و بعضا جزئیات ریز ساختارى آن ها تا چه حد لازمه؟ و یا اصلا نیازى به حفظ كردنشون هست؟ ممنون
علی شریفتا حدی حفظ کردن جزئیات لازم است که در کمپبل و یا سولومون به آن ها پرداخته است.
دوشنبه 22 مهر 1392 08:49 ب.ظ
بازم سلام
من چندوقته سر دوراهی المپیاد یا كنكور گیر كردم.میدونم اگه واسه كنكور بخونم خیلی راحت میتونم بهترین نتیجه رو بگیرم ولی به المپیادهم خیلی علاقه دارم و تا جای خوبی هم جلو رفتم و همونطور كه گفتم قبلا هم تا م2 رفتم ولی از1چیز میترسم كه این ریسك بزرگ به ضررم تموم شه.میدونم كه شك كردن توی مسیر مقدمه شكست نیست و خود شكسته ولی آخه با چه امیدی ادامه بدم؟!؟!؟ باشگاه كه همون20%رو واسه نقره و برنز گذاشته و عملا اگه دوره برم حداقل اون رو دارم ولی وقتی نهایی ها شدن 25% كنكور،خب آدم میترسه.واقعا هم الان كنكور به 1آزمونی تبدیل شده كه اگه نتونی ازش بگذری تا مدت های مدیدی باید افسوس بخوری.خواهشا كمكم كنید.بدجوری میترسم.از1طرف هم اصلا دلم نمیاد المپیاد زیست به این قشنگی رو از دست بدم.راهنماییم كنید
ممنون
پیشاپیش عیدقربان مبارك
علی شریفچند مورد:
1. المپیاد راهی جدای کنکور نیست که هیچ ربطی به هم نداشته باشند بلکه نقاط مشترک با هم دارند. همه المپیادی ها در کنکور رتبه های خوبی به دست آورند. قبلا هم گفتم برای 3 رقمی شدن شش ماه درس خواندن کافی است.
2. هر سه رتبه یک کنکور سال ما المپیادی بودند. از 37 نفر کلاس ما حدود 25 نفر مستقیما رتبه زیر 1000 آوردند. بقیه هم از سهمیه خود استفاده کردند.
3. معدل نهایی تاثیر دارد ولی شما حساب کن که همه رقبای اصلی شما، همان هایی هستند که معدل بالای 19 گرفته اند. شما در بهترین حالت یک نمره بیش از آنان خواهی گرفت که این فقط یک درصد به شما اضافه خواهد کرد. این یک درصد در مقابل 20 رقمی به حساب نمی آید. معدل نهایی من زیر 17 بود و در آخر فقط 2% از این مسیر از دست دادم.
4. اگر می توانی رتبه دو رقمی کسب کنی برو، شرایط و مزایای رسمی این رتبه با نقره و برنز المپیاد یکی خواهد بود. ولی در دانشگاه کسی موفق تر است که از پایه های علمی اش به صورت علمی چیده شده باشد. یک کنکوری برای قدم نهادن در مسیر دانش کار سخت تری خواهد داشت.
5. به این فکر باش که از همین الان برای دل خودت درس بخوانی و تلاش کنی. اگر واقعا در این مسیر بتلاشی، مطمئن باش به اهدافت خواهی رسید.
سه شنبه 16 مهر 1392 04:27 ب.ظ
ممنونم
توی برنامم 2 گزینه اول رو در نظر دارم به زودی هم شروع به انجام دادنش میكنم.خوشبختانه گاهی اوقات كه اون مورد سوم رو هم چندین بار انجام دادم و خوشبختانه خوب بودم.1 مشكل اساسی كه دارم اینه كه بعد از چند هفته یك سری از جزئیات رو فراموش میكنم و متاسفانه وقت زیادی برای مرور كاملشون ندارم.خواهشا با توجه به وقت كمی كه دارم یه راه حلی پیشنهاد كنید.ممنون
علی شریفصفحات کتابی رو که خوندی در فواصل زمانی کوتاه فقط ورق بزن. مثلا حدود 30 صفحه خوندی ، فردا در حد 5 دقیقه فقط ورق بزن و به شکلها و پاراگراف ها نگاه کن. خیلی کمک خواهد کرد.
جمعه 12 مهر 1392 01:54 ب.ظ
سلام جناب شریف
من امسال سومم.سال قبل خیلی خوب واسه المپیاد زیست نمیخوندم ولی با این حال م1 قبول شدم و م2 20% زدم.در عوض بعد از تابستون شروع كردم به اساسی خوندن و الان فعلا كتابایی رو كه خوندم ایناست:تا فصل28 گایتون+تا 10 لنینجر+ژنتیك ساسان امینی+كمی آلبرتس و استرایر و كمپبل.كه احتمالا بتونم همه اینارو تا قبل از مرحله1 تموم كنم(البته+ كمی دوره كردن).مدرسه رو مجبورم برم و حدودا روزی 1-2.5ساعت واسه مدرسه بخونم و المپیاد هم تقریبا6-4ساعت بخونم.خواهشا 1 لطفی كنید بگید وضعیتم خوبه یا هنوز عقبم.فقط لطف كنید واقعیت رو بگید نمیخوام بیخودی امیدوارم كنید یا ازم تعریف كنید(چون هر بار هركی این كار رو باهام كرده خیلی نتیجه خوبی برای من نداشته)ممنون
موفق باشیم
علی شریفسلام
عقب بودنت رو نمی شه الان گفت بستگی به سرعت کاریت داره. به نظر خوب میاد ولی چند اشکال:
1. نسبت به کتاب های عمومی توجه کمتری داری که این می تونه کلی سوال ساده رو ازت بگیره. حتما کمپیل یا سولومون را با جدیت بیشتر مرور کن
2. حتما برای حل سوال هم برنامه ای بریز. از الان شروع به حل کردن دوره های گذشته مرحله اول و مرحله دوم و جهانی بکن. بدون حل سوالات به واقع هیچ امیدی وجود نخواهد داشت.
3. سعی کن خروجی از خودت داشته باشی تا بتونی ببینی در چه وضعی هستی: جزوه بنویس، سوال طرح کن، برای یه نفر توضیح بده و ...
سه شنبه 9 مهر 1392 11:36 ب.ظ
من سال دوم تجربیم ومی خوام المپیادزیست بدم شما می تونیدمنو راهنمایی کنید؟لطفا ازطریق وبم خبرم کنید.
علی شریفدر این وبلاگ به کرات در این باره صحبت شده است. شما اگر تمایل دارید می توانید مطالب این جا و به خصوص نظراتش را بخوانید.
جمعه 29 شهریور 1392 11:02 ق.ظ
salam man emsal garare sevvom bekhunam va vagean ghasd daram olampiad zist gabul sham! fgt nemidunam chi bekhunam va chetor bekhunam shayad yekam dir shuru kardam vali be nazazram chandanam dir nist alan 6mah ta marhale 1 munde mikhastam rahnemayim konid mamnun
علی شریفیه دور کتاب کمپبل اصلی (7 جلدی) و یه دور سوالات مرحله اول دوره های گذشته. حداکثر وقت برای اجرایی کردنش هم تا آخر دی ماه. این برای مرحله یک. مرحله دو هم برنامه خاص خودش رو داره که به وقتش بپرس.
یکشنبه 24 شهریور 1392 01:47 ب.ظ
slm khaste nabashid:)kheili site khubi darid vaghti ye chizi zehnam o mashghul mikone miam minvism o behtarin javab o azatun migiram!:)man kolan hamishe tu zehnam tasavor miknm kasayi k raftan dowre ya tala ovordn ye adamye dge hastan ye chize dge hastan ba man fargh daran hatman mifahmin chi migam...in dge kam kam dare tabdil b bavarm mishe o hatta vaghti ostadam azam tarif miknn migm che fayede man k hich vaght b paye una nemiresam o hatta afsorde ham mihsam k chera ba vojude in k ostadam mign hich vaght b paye baghye nemirsm ! mikham jelosho bgirm amma chetori??!
علی شریفشما شروع کردی که جلوش وایستی. همین که این جا در این باره گفتی یعنی هنوز ته دلت بهت میگه می تونی. نمی دونم چقدر با این افراد آشنا هستی. اونها نه شاخ اضافی داشتند نه دم اضافی!!! مشخصه که با تمام وجودت می خوای بهترین باشی. اگر الان نیستی اشکالی نداره ولی سعی کن که مثل بهترین ها بشی. یه ویژگی اصلی که همشون داشتند این بود که هیچ گاه ناامید نمی شدند. این امیدشون باعث تلاششون می شد و این طوری موفقیت رو به سوی خودشون جذب می کردند.قبول داریم که آدم ها با هم فرق دارند پس باید قبول هم داشته باشیم که آخرین گروهشان نسبت به گروه های قبلی کمی تفاوت دارند. شما هم کمی با آن ها متفاوت خواهی بود. ولی شباهت اصلی بینشون همیشه بوده و خواهد بود. اگر چیزی رو می خوای برای به دست آوردنش مبارزه کن. بجنگ با هرچیزی که مانع هدفت بشه. مانع پیروزی، مانع مسیر. با این افکار به دید یه دشمن نگاه کن. سعی کن شکستش بدی. از خودت دورش کنی. این کار رو هم با بزرگ کردن توانایی هایی که داری انجام بده. این رو هم بدون که هیچ یک از کسانی که گفتی همه چیز رو بلد نیستند. فقط از همون هایی که بلد بودند استفاده کردند. این افکار دشمنیه که نمی زاره توانایی هات رو بشند. به اون چه که داری اعتماد کنند. می دونم که می تونی پس با تلاش بیشتر بر توانایی هایت بیفزا و تثبیتشون کن. با داشتن امید هم اجازه بروزشون رو بده.
همیشه ته ذهنت اینو مرور کن: تردید در پیروزی زمینه شکست نیست؛ خود شکسته.
چهارشنبه 20 دی 1391 01:29 ق.ظ
ولی من اصلا نمی تونم فکر کنم که المپیاد قبول نشم من فکر کنم اگه المپیاد قبول نشم کلا افسردگی بگیرم و نا امید بشم و فکر نکنم هیچ وقت به دوران المپیادم بخندم.
علی شریفقبول دارم که به سختی می شه این تفکر رو تغییر داد. ولی اگر تغییر بدهید خیلی به نفعتونه. اول سعی کنید در ذهن خود مجسم کنید که قبول نشدید. حالا چه می کنید؟ آیا این کاری که می کنید به شما کمک خواهد کرد؟ این کار شما مشکلی را حل می کند؟ ... . مسلم است که پاسخ هایمان به سمتی می رود که عقل مان آن را نمی پذیرد. این جاست که بحث دل مطرح می شود. دل مان می خواست که قبول شویم و حالا این دل نمی پذیرد که نشد.یادمان باشد موفقیت چیزی نیست که با تصمیمات و نظرات احساسی بشود به دست آورد. ولی می توان از این نیروی درون برای جهت دهی تصمیمات عقلی استفاده کرد. شما تصمیم گرفتید که موفق باشید. این نظر دل است. چون دلمان می خواهد. این جا دلتان نخواسته که بشینید و نظاره گر باشید. عقل تان مسیر این کار را در المپیاد دیده است و این جاست که مشکل شما شروع می شود. این از توانایی های عقل ماست که می فهمد باید بپذیرد ولی ندای درون نه. کار رو از ریشه درست کنید. از همان ابتدا با استفاده از اندیشه منطقی به دلتان بفهمانید که موفقیت در جای دیگری است.
فایده ی این کار اینه که به شما آرامش میده . این مهم ترین چیزیه که به دست می آورید. چه قبل از آزمون و چه بعد از آزمون. یه نکته این وسط باید یادآور بشم و اون اینه که شما قراره با شادمانی زندگی کنید. چه ارزشی داره اون چیزی که بخواد اینو ازتون بگیره. اگر شما آرام نباشید و همیشه استرسی در درون خود داشته باشید نمی توانید از مغزتان استفاده کنید و این زمینه شکست شما را می سازد.
خودتان را باور داشته باشید. به تلاش هایتان تکیه کنید و از هیچ چیز نهراسید. به خدا نیز توکل داشته باشید که او بهترین یاری دهندگان است.
شنبه 11 آذر 1391 09:55 ب.ظ
سلام اقای شریف.
خسته نباشید .اقای شریف چرا خیلی وقته پست نمیذارید؟ماشمارو استاد خودمون میدونیم و به راهنمایی هاتون نیاز داریم!
علی شریفمن هم به راهنمایی های شما نیاز دارم.
جمعه 5 آبان 1391 05:06 ب.ظ
سلام.اقای شریف میخواستم بپرسم شما که طی سال درس های سومتون رو نمیخوندین ولی رتبه 3رقمی اوردین میشه بگین چه برنامه ای برای رسوندن خودتون داشتین؟شما میگین راحت میشه رسوند ولی نمیگین چه جوری؟در شرایطی که هم کلاسی ها و رقیب هامون بعضا روزانه هزاران کلاس برای کنکور میرن؟میشه لطفا کمی توضیح بدید؟
علی شریفهمه درس ها رو که کنار نگذاشته بودم. اختصاصی ها را در حد فهم مطلب دنبال می کردم. به لطف المپیاد ، زیست رو هم که خونده بودم. ریاضی و شیمی و زبانم هم که تقویت شده بود. مونده بود چند درس خواندنی و فیزیک که 9 ماه فرصت کافیه برای تسلط بر مطالب. در ضمن رتبه سه رقمی با میانگین 65 درصد و البته دو درس بالای 80 به دست می آید. جای نگرانی نیست. کلاس های کنکور را هم می توان همون موقع رفت.
پنجشنبه 27 مهر 1391 08:58 ب.ظ
سلام آقای شریف
خسته نباشید
خیلی ببخشید از شما در خواستی داشتم
من میتونم اشكالات المپیادیمو از شما بپرسم؟
گاهی حل سوالای بیوشیمی و تركیبی برام خیلی سخت میشه و نیاز به كمك دارم از یك طرف با استادم اصلا راحت نیستم و نمیتونم حل نكرده برم سر كلاس؛
شما میتونین كمكم كنین؟
از هر طریقی كه خودتون صلاح می دونین
علی شریفمی توانید سوال هایتان را در بخش سوالات علمی وبلاگ مطرح کنید در اسرع وقت به آن ها پاسخ خواهم داد.(اگر بتونم!)
چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:17 ق.ظ
راستی اینم بگم نمره منفی ها ی من بخاطر اطلاعات ناقصم بود پس اگه از جوابی900%مطمئن هستید بزنید باور کنید 100%هم کمه که اطمینان داشته باشید دوستان گلم!دوستان لطفا برای موفقیت من و جبران تعطیل کردن درس های پارسالم دعا کنید ........ولی خداییش معدل زیست من با تلاش برای المپیاد از 15 به 20 رسید!و الانم سر کلاس زیست بالاترین درصد رو میزنم(خداروشکر) البته بگم همونی که زیست مرحله اول المپیاد قبول شد 70%زد در حالی که بچه ها ی مدرسه ی مااکثرا بالا75 و 80 بودن و یکی هم داشتیم 89درصد زده بود!
علی شریفبرای همه روشن است که دانش آموز تجربی هر قدر بقیه درس هایش را خوب بزند ولی زیست را کم بیاورد به رتبه مطلوب نخواهد رسید. این زیست از که رتبه می سازد!
چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:04 ق.ظ
سلام راستش من بخاطر یه نفر فقط خواستم المپیاد زیست بدم فقط چون مرحله اول دوره 14 قبول شده بود!!پس رشته ام رو تجربی انتخاب کردم!!!روزای اول که شروع میکردم خیییییییییییییییییییللللللللییییییییییییییییی برام سخت بود حتی میانگین تو کلاسیم تو مدرسه از درس زیست به 15 هم نمیرسید!خدامیدونه یه روز کامل وقت گذاشتم روی یک صفحه از فصل گازهاو تنفس!اما یواش یواش به جایی رسیدم که فهمیدم واقعا عشق من زیست شناسی و آشننایی با زیسته!پارسال االمپیاد دادم مطمئنم که اگه نمره منفی نداشتم قبول میشدم!آخه 26سوال از 35تارو جواب داده بودم ولی نمره منفی هام منو تا حد کسی که یه سوال درست کم داشت برای قبولی مرحله اول پایین کشید!تا اخرای این تابستان هم میخوندم تا اینکه یه سری اتفاقات منو به شک انداخت!استخاره کردم که ادامه بدم یا نه هر دوبار نه اومد پس از جمعتون کم میشم اما همیشه المپیادی بودن و حل مسائلش رو دوست دارم و خواهم داشت!این که گفتم درس با کنکور فرق داره دلیل داره.....درس رو بخاطر عشقی که بهش داری با تمام وجود میخونی اما کنکور رو فکر نکنم به زور و تنفر هم که شده میخونیش..............دسته جمعی موفق باشیم خدا یارویاورمون!
علی شریف.
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:39 ق.ظ
سلام
آقای شریف
امیدوارم پیروز باشید و خندان
امروز خیلی خوشحالم
چون به طور كامل میدونم هدف من از شركت در المپیاد رسیدن به چه چیزیه
لذت!
من با عشق سر كلاسا حضور پیدا میكنم
مطالبو درك میكنم و در حد توانایی خودم
درس میخونم
واز این كه نمرات مدرسم در راهی بزرگتر و شیرین تر كاهش پیداكنه راضی هستم
این طوری خیالم راحته كه حتی اگر قبولم نشم تلاشمو در حد زمان و امكاناتم انجام دادم
و تا آخر عمر در این تردید نیستم كه اگر المپیاد میرفتم شاید منم ...
درست مثل خیلی از بچه ها كه با حسرت به من و دوستان المپیادیم نگاه می كنن اما جرات ریسك كردن ندارن!
و خوشحالم كه راهنمایی های شما دوست عزیز و استاد های بی نظیرم منو به این نتیجه رسوند
راستی در پاسخ سوال دوستان نوشته بودین تدریس می كنین می تونم بپرسم كدوم مدارس و چه درس هایی؟
علی شریفالبته توجه داشته باشید که تجدید شدن و نمره های ناپلئونی خیلی جالب نیست. در حد متعادلی اگر کاهش معدل داشته باشید اشکال خاصی به وجود نخواهد آمد. 9 ماه آخر رو هم اگر از صفر شروع کنید برای کنکور رتبه 3 رقمی رو راحت خواهید آورد.
همه دروس رو در حد ابتدایی جوابگوی کلاس هستم ولی به طور تخصصی گیاهی درس می دم.
شنبه 21 مرداد 1391 12:23 ق.ظ
بسیار تبریک میگم و ارزوی موفقیت های بیشتری رودارم.
علی شریف.!
سه شنبه 17 مرداد 1391 02:21 ب.ظ
سلام امیدوارم که بهترین نتیجه را داشته بوده باشید(عجب فعلی شد!!!!!)ی یه سوال امروز برام پیش اومد.کسی که اومده بود به ما درس بده میگفت اگه طلا بیارید از کنکور معافیددرسته؟پس چرا امسال نفر اول تجربی با داشتن طلای شیمی کنکور داد؟
علی شریفمن تکذیب می کنم که ایشون طلا داشتند. با جرات می تونم بگم که من همه طلاهای شیمی رو می شناسم و نفر اول تجربی یا نقره یا برنز داشتند.
این که طلا بیارید می توانید کنکور بدهید ولی با معرفی نامه ای که از طرف آموزش و پرورش می گیرید همه دانشگاه ها ملزم به ثبت نام شما هستند.
می تونم بپرسم که الان کی به شما درس می داد؟
پنجشنبه 12 مرداد 1391 06:53 ب.ظ
سلام اقای شریف.نتایج کنکور باب میل بود؟
علی شریفبه نظرم رتبه ی 3 رقمی که با اعمال سهمیه نمره کلش از نفر اول هم بیشتر می شه باید راضی کننده باشه!!!
چهارشنبه 4 مرداد 1391 05:36 ب.ظ
ممنون از لطفتون
سه شنبه 3 مرداد 1391 08:06 ب.ظ
خیلی ممنون.گریفیت ترجمه داره؟به راحتی میشه تهیه کرد یا باید از تهران خریداری بشه؟و همچنین 5سوال اخر از انتهای هر فصل استانسفیلد؟ودر اخر چه طور میشه به سوالات iboدسترسی پیدا کرد؟
علی شریفمن ترجمه گریفیت رو ندیدم باید دانلودش (از قسمت دانلود کتاب وبلاگ) کنید بعد قسمت های لازمشو پرینت بگیرید. سوال ها اولش آسونه و فقط اون آخریاش ارزش فکر کردن رو داره. تو سایت ibo بریددر قسمت سوابق برای هر المپیاد یک سایت نوشته تو سایت مخصوص هر سال سوال ها رو می تونید پیذا کنید.
سه شنبه 3 مرداد 1391 01:05 ب.ظ
سلام
خیلی ممنون از راهنمایی های ارزنده تان.
خدا خیرتان بده.
سه شنبه 3 مرداد 1391 12:01 ق.ظ
سلام
من دفترچه رو که گذاشته بودین خوندم، متوجه نشدم بیوشیمی شامل چه مباحثی بود. لطفا" راهنمایی کنید. من خیلی به بیوشیمی علاقه دارم.
در ضمن استادهای بیوشیمی شما چه کسانی بودند؟
می خوام بدونم اصلا" مفید بودند؟ خوب تدریس می کردند؟ از کجا میآمدند؟
با تشکر
علی شریفph pka solution molar molal buffer configuration conformation motif chaperon Enzyme kinetic eq structure of Aminoacids و معادلات مربوط به سرعت آنزیم ها را آقای شاه نظر گفتند. آقای حسینخانی هم یکی از شاگرد هایش را برای تدریس کامل گلیکولیز فرستادند.
مفاهیم مطالب تدریس شده آقای شاه نظر را همه یاد داشتند ولی کاربرد محاسباتی که بیشتر از ما می خواستند دلیل اختلاف نمرات بود. قسمت کلیکولیز لنینجر هم منبع تدریس بود. البته سوال فاینال اصلا ربطی نداشت و از ما می خواست پیشنهاداتی بدهیم تا گلیکولیز بازده بیشتری داشته باشد (البته اسم چند آنزیم را هم می خواستند که نمره کمی داشت.)
دوشنبه 2 مرداد 1391 10:40 ق.ظ
سلام .ببخشید به نظر شما برای تسلط کامل داشتن بر ژنتیک کدوم کتاب ها و کدوم بخششون ارزش خوندن رو داره؟یا حتما لازمه؟لطفا کمی توضیح بدید.
علی شریفبه نظر من برای حل سوالهای ژنتیک منبع مناسبی وجود ندارد. چون اصلا روال خاصی در سوالات دیده نمی شود. به شاگردهایم هم گفته ام که اصول ژنتیک رو یاد بگیرید(مباحث تئوری) بعد انواع سوال ها رو حل کنید تا قدرت فکر کردن تون بره بالا. برای مباحث تئوری هم کتاب جامعی نیست. ترکیبی از کتاب وزارتی , ساسان امینی و گریفیت (مبحث هایی که در این دو گفته نشده است.) برای حل سوال هم سوال های مرحله 2 دوره های گذشته 5 سوال آخر سوالات انتهای فصل استانسفیلد و 15 سوال آخر از کتاب گریفیت به طور مشابه. اگر به سوالات المپیاد جهانی , آمریکا و چین هم دسترسی داشتید نگاهی بیاندازید.(دوره های اخیر)

سه شنبه 27 تیر 1391 08:53 ب.ظ
سلام آقا شریف.
فک کنم شما من و نشناسین ولی من خوب شما رو میشناسم.
میبینم که بچه ها برگشتن از سنگاپور.
متاسفانه همه ما فکر میکردیم که آقا شهریار طلای جهانی میارن ولی مثل اینکه نشد.
اگه میشه راجبشون مطلب بزنین.
علی شریفارزش استاد فغانی برای همه ما مشخص است. این که به خاطر عملکرد یک روز درباره ایشان قضاوت کنیم کار احمقانه ای است. اگر فرصت هم نشینی یک ماهه را با ایشان می داشتید هرگز جرات گفتن این حرف های بیهوده و پوچ را نمی کردید.
قدر مسلم ایشان بهترین در ایران هستند.
واقعا به دلیل این طرز فکرتون براتون متاسفم.
یکشنبه 25 تیر 1391 07:02 ب.ظ
سلام
استادهای دوره تابستانی کمکی به شما کردن؟ بهترینشون کدوم بود؟
بیوشیمی و سلولی ملکولی رو کی درس میداد؟
علی شریفکمک؟؟؟
آقای سعادت به نظر من جالب تر درس می داد.
به دفترچه مراجعه کنید.
دوشنبه 12 تیر 1391 10:56 ب.ظ
سلام،اگه میشه یه پست بذارید در مورده این که امتحاناتون تو دوره چه جوری بود؟مثلا امتحان تئوری آزمایشگاه فقط از تو دستور کارا بود یا نه؟
واقعا ممنونتون میشم!خواهشا یه جوابی درست وحسابی بدید!راستی ان شالله کنکورم خوب دادین دیگه!من که دعا میکنم خوب داده باشین!
علی شریفسلام؛ به طور کلی در همه امتحانات مطالب خارج از مباحث تدریس شده و مرتبط با موضوع وجود داشت البته مقدارش تفاوت داشت. در تئوری آزمایشگاه حدود 20% و در سلولی مولکولی حدود 70%. شاید این درصد ها در دوره شما تغییر کند. برای موفقیت در امتحانات دوره پاسخ دادن به سوالات طرح شده از دستور کار ها و جزوات لازمه چون همه پاسخ خواهند داد. تفاوت شما در دانسته های اضافی ، اشراف به موضوع و توانایی حل مساله های نسبتا عددی ایجاد خواهد شد. در این هفته های آغازین فرصت اضافی خواهید داشت تا درباره موضوع های تدریس شده کمی مطالعه جنبی داشته باشد این فرصت را هم از دست ندهید. مطالعه جزوه و دستور کار هم برای عقب نیفتادن از بقیه لازمه.
شنبه 10 تیر 1391 01:32 ب.ظ
سلام.به نظرمن یکه از چیز های خیلی مهمی که المپیاد در راهش به ما یاد میده روش صحیح مطالعه است.چون اغلب کتاب های المپیاد حجم زیادی دارن یاد میگیریم مطالب زیادی رو در مدت اندک یاد بگیریم.من در این مدت خیلی به دنبال روش های صحیح مطالعه که به المپیاد خوندن هم کمک کنه گشتم.میشه لطفا در ارتباط باروش های صحیح مطالعه کمی توضیح بدید؟
علی شریفمن درباره این موضوع فکر نکرده بودم و الان هم نظر خاصی ندارم. اگر مطلبی به ذهنم رسید، خواهم نوشت.
جمعه 9 تیر 1391 12:14 ب.ظ
حرف قشنگی زدی چون من در طول دوران المپیادی بودنم،زیاد به این فک نکردم که چه چیزایی در طول این دو سال به دست اوردم ولی مدتی پس از قبول نشدنم فهمیدم که چقد راهم هموار شده...یعنی تازه اونجا بود که فهمیدم هر چی قراره توی المپ به دست بیاد فقط توی مسیرش به دست میاد! وگرنه مدال فقط یه نشونست!
علی شریفامیدوارم این چیزهایی که گقتید در بچه ها از دانستن به باور تبدیل بشود.
شنبه 3 تیر 1391 09:27 ب.ظ
متشکرم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید .انشاالله خدااجرش رو بهتون بده.
علی شریف!
شنبه 3 تیر 1391 02:07 ب.ظ
ایناکه گفتید یعنی من یا درس یا کنکور رو انتخاب کنم هردوش نمیشه؟
علی شریفالمپیاد که یک راه با 180 درجه تفاوت نیست. وقتی المپیاد می خونی مجبوری زیست و شیمی و زبان و ریاضی هم بخونی. حالا فرض محال که موفق نشوی یک سال وقت داری چهار تا کتاب دیگر را هم بخونی.
(مقایسه درس با کنکورتون خیلی جالبه!!!)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :